امروز  چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸
بوشهر؛ مغازلة باد و پیراهن
۱۳۹۶/۰۱/۱۷ تعداد بازدید: ۵۸۱
print

بوشهر؛ مغازلة باد و پیراهن

بوشهر، مغازلة باد و پیراهن

محسن اکبرزاده، دکترای معماری اسلامی دانشگاه هنر اصفهان

 
 
 
 
اگر این تجربة منحصر به فرد را داشته­اید که پشت به دیوارهای سپید بافت تاریخی بوشهر ایستاده باشید و رو به لاجوردی بی نهایت ِ دریا، می­دانید که نسیم ِ همیشه مسافر دریا، چطور قطره­های رطوبتی را که به شما امانت داده شده، از روی پوستتان بلند می­کند و خنکای مور مور کننده­اش را مایة تسکین اعصاب قرار می­دهد. نوار ساحلی پر از آدم­هایی است که دست­هایشان را باز کرده­اند تا باد ِ ساحلی آن­ها را بغل کند و بو بکشد. این تصویر رؤیایی با برگشتن  و چشم انداختن به هیبت سفید و رازآلود بافت تاریخی بوشهر، طعم دیگری پیدا می­کند. در ادامة این یادداشت درباره دلایل این طعم سخن می­گوییم.
معماری همان­طور که بر احساسات، رفتار، اعتبار، اقتصاد و سیاست تأثیر می­گذارد، خود تابعی است از متغیّرهای گوناگون که گوناگونی چهره­اش را باید در همان مؤلّفه­های شکل دهنده جستجو کرد. امّا جایی که یکی از این عوامل شکل دهنده، رادیکال ­تر و با شدّت بیشتری بروز بکند، معقول­تر آن است که از همان دریچه به تحلیل معماری پرداخته شود. معماری سنّتی بوشهر و شمایل بافت سنّتی و تاریخی آن بیش از هر چیزی تابع شرایط اقلیمی بوشهر است؛ یعنی دو عامل حرارت و رطوبت. این معماری، همچون پوششی که بر تن می­کنیم تلاش می­کند ضمن بالا بردن امکان تعریق، با رنگی روشن و بافتی مجوّف، از تابش شدید آفتاب نیز جلوگیری کند. این خصلت در مقیاس­های مختلف قابل ردیابی است؛از مکان­یابی خود این بافت تا جزییات معماری.
بر خلاف تصوّر و بر خلاف بقیّة بنادر جنوبی، دریای بافت قدیم نه در سمت جنوب، بلکه با اغماض در سمت شمال قرار گرفته است! شمال و البتّه غرب. این وضعیت نتیجة تمهیدی است که دماغه­ای را برای ساخت بندر انتخاب کرده است که جدا از مزیّت­های امنیتی و دسترسی­اش، با پیچشی جغرافیایی به سمت شمال، سهمِ بیشتری از سوی دریا داشته و در نتیجه بیشتر در معرض وزش باد قرار می­گیرد. بادهایی که با توجّه به این پیچش جهت­های متنوّع­ تری نیز دارند. اگر تابش آفتاب از سمت جنوب را، مزاحم و وزش باد از سمت دریا را مراحم در نظر بگیریم، با این وضعیّت خاص، دیگر برای مکیدن باد به درون کوچه­ها و خانه­ها نیازی به رو کردن به آفتاب نیست و این یعنی یک تیر و چند نشان! بوشهر تنها بندر در جنوب ایران است که چنین وضعیّتی دارد.
بعد از توجّه به سیاست مکان­یابی، باید به هندسة بافت نیز توجّه کرد. نظام کوچه­بندی، امتداد و انقطاع کوچه­ها، چند شریانی شدن و پیچ و تابی که در کوچه ها وجود دارد، مهم­ترین عاملی است که مانند یک نی لبک، باد را تا عمق بافت هر چهار محلّة تاریخی می­کشاند. از این نظر کوچه­های بوشهر بر خلاف آنچه در نگاه رهگذرِ بی توجّه جلوه می­کند، کاملاً طرّاحی شده و از سر تأمّل شکل گرفته­اند. جدا از نقشة کوچه­ها، تناسبات آن­ها نیز جالب توجّه است. بر خلاف دیگر بافت­های تاریخی، ارتفاع جداره­ها در این بافت گاهی تا 15 متر نیز می­رسد و نسبت ارتفاع جداره به عرض معبر، گاه تا 1 به 10 نیز ممکن است. در این حالت، در عمدة ساعات روز، نور آفتاب به کف کوچه و یا حتّی نیمة ارتفاع آن نیز نمی­رسد و بافت در یک سایة دائمی فرو رفته است. این تمهید، یکی از خنک کننده­ترین و موفّق­ترین راهکارهایی است که برای زیست­پذیری این بافت اندیشیده شده است.
خانة بوشهری امّا مجموعه­ای متمرکز از شگردهای بدیع اقلیمی ِ معماری ایرانی است. به سبب سطح بالای آب­های زیرزمینی و نمناکی زمین، معمولاً طبقة همکف در اختیار امور خدماتی و موقّت است و جز در حیاط سایه­دار ِ خانه که در فصل­های گرم محلّ تجمّع اهل خانه و مهمانان می­شود، فعّالیت دیگری در آن صورت نمی­پذیرد. از این رو اتاق­ها در ارتفاع بالاتری نسبت به سطح زمین قرار دارند که با در معرض باد قرار گرفتن تهویة مطبوعی دریافت می­ کنند. اتاق­هایی با سقف بلند برای کوران عمودی هوای گرم با دریچه­های کوچک تخلیه که امکان بادگیری مناسب­تری را ایجاد می­کنند.
خانه­های بوشهری از همان درگاه ورودی تا درون حیاط، طبقة اوّل و طبقة دوم و در پیشخوان اتاق­ها، همواره با ایوان­ها و پیش­فضاهای متنوّع تجهیز شده­اند. بازی­های مستمر نور و سایه و گسست­های بصری متعدّد، از این خانه­ها و از این بافت، بافتاری اسفنجی و مرجانی را به ذهن متبادر می­کند. چه اینکه رنگ سپید یگانه و دوست داشتنی این دیوارها نیز محصول به کارگیری همین مصالح است که از بستر ساحل بوشهر استخراج می­شوند. این گونه است که در هنگام قدم زدن در این بافت، اگر به دیوارها دست بکشید می­توانید ردّ صدف­ها و پوستة سخت حلزون­ها را ادراک کنید.
ولی آنچه معماری سپید بوشهر را با دیوارهای صاف و کشیده­اش، این­قدر گرم و پسندیدنی کرده، از دیدگاه همگان «شناشیل­»ها هستند؛ بالکنی­های چوبی تزیین شدة خارق العاده­ای که مهم­ترین عامل در نماسازی یک عمارت بوشهری به حساب می­آیند. شناشیل در لغت تغییر یافتة «سراشیر» است؛ یعنی چیزی که سری از شیر دارد. اگر به سر ستون­های هخامنشی دقّت کرده باشید می­دانید که در سنّت تزیینی معماری کهن ایران، هرگاه تیری بر تیر دیگر و یا بر ستونی استوار شود، برای آنکه محلّ قرارگیری و اتّصال مستحکم گردد، با اضافه کردن سرستون­ها و سرتیرهای غالباً تزیینی، سطح درگیری و تماس را افزایش می­دهند. در بسیاری از آرایه­های ساختمانی ایرانی نیز، سر ِ شیر، معمولاً به عنوان سر تیرها مورد استفاده قرار می­گرفته است. امروزه نیز در رأس تیرهایی که شناشیل­ها بر آن استوار است، می­توان ردّ پای آن طرح اساطیری را در طرح­هایی که دهان باز کرده­اند و دو شاخه شده­اند، ملاحظه کرد. شناشیل­ها با تنگ کردن منظرِ عابران، منظر خیابان را برای اهل منزل قابل تماشا می­کنند و اجازه می­دهند بی آنکه آفتاب سمج جنوب به داخل نفوذ کند، نسیم لطیف دریا به درون خانه بوزد. نتیجه آنکه با وجود شناشیل­ها، دهانة بازشوها بسیار بزرگ می­شود. این عنصر در معماری عربی «مشربیّه» خوانده می­شود و می­توان ردّ پای آن را از هند تا مراکش، در حاشیة خطّ استوا همیشه نظاره کرد. پنجره­های درونی خانه­های بوشهری و یا پنجره­هایی که شناشیل بر آن­ها مستقر نشده، معمولاً مملو از شیشه­های رنگی است که بر خلاف سنّت شیرازی و یزدی، قطاع­های بزرگ­تری دارد که با سلیقة عربی و آفریقایی نزدیکی بیشتری دارد. این شیشه­های رنگی بر لوح سپید دیوارها، تنها لکّه­های رنگینی هستند که به جز رنگ سرخ فام چوب­های هندی و آفریقاییِ به کار رفته در نمای عمارت­ها، به منظر بافت تاریخی بوشهر، طعمی گرم و شیرین بخشیده­اند.

 

نظرات

 نام:
 *نظر: